Home یادداشت ها نقدی بر ادله دشنام‌گویانِ مذهبی
نقدی بر ادله دشنام‌گویانِ مذهبی

جهر به سوء

نقدی بر ادله دشنام‌گویانِ مذهبی

0
0

 

 نویسنده: مهدی مسائلی

 

بعضی برای توجیه دشنام‌گویی به مقدسات اهل‌سنت به آیه ۱۴۸ سوره نساء استدلال می‌کنند. در این آیه آمده است:
《لَّا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَن ظُلِمَ؛
خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود ، بدی‌ها(ی دیگران) را اظهار کند مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند ، شنوا و داناست.》(ترجمه مکارم شیرازی)
این عده “الجهر بالسوء” را به گونه‌ای معنا می‌کنند که شامل دشنام‌گویی نیز می‌شود، یعنی خداوند دشنام‌گویی را نمی‌پسندد مگر از ناحیه کسی که به او ظلم شده است. سپس این‌گونه استدلال می‌کنند که کنار زدن امام علی(ع) از خلافت، ظلم به همه مسلمانان بود، و ما نیز به خاطر این ظلم می‌توانیم به مسببان آن دشنام‌گویی داشته باشیم.
اما درباره این معنا باید به چند نکته توجه نمود:
۱. افرادی که چنین استدلالی را به کار می‌برند معنایی نادرست از آیه ارائه می‌کنند. توضیح اینکه:
معنای 《جهر به سوء》 با 《جهرِ سوء》 متفاوت است. آشکارا بازگو کردن معصیتِ خود یا دیگران، مصداق《جهر بالسوء من القول》 است. این جهرِ بدی با جهرِ بد تفاوت دارد: جهر یا بد است یا خوب. اگر کسی آشکارا گناه کند و مثلاً آبروی کسی را ببرد، این جَهر، بد است؛ اما اگر شخصی به کسی در خفا یا علن ستم کند و مظلوم، ستم او را آشکار کند، این، 《جهر به سوء》 است. جهرِ سوء برای همگان بد است و استثناء نمی‌پذیرد.(رک: جوادی آملی، تسنیم، ج۲۱، ص۲۴۷)
دشنام‌گویی نیز 《جهرِ سوء》 است نه 《جهر به سوء》. پس این آیه جوازی بر دشنام‌گوییِ مظلوم نیست.
با ملاحظه روایاتی که در ذیل این آیه وارد شده نیز می‌بینیم که در لسان روایات از این آیه برای یکی از مصادیق جواز غیبت استفاده شده است، یعنی مظلوم می‌تواند ظلم‌ها و بدی‌های ظالم را آشکارا بازگو کند و این بازگویی، ناپسندِ خداوند نیست.
افزون بر این، دشنام‌گویی در بیشتر موارد مستلزم یک نوع ظلم به طرف مقابل است. مظلوم در حیطه ظلمی که بر او رفته صاحب حق است و باید متناسب با همان حق، تظلم و دادخواهی کند. مثلا کسی که به دستش آسیب زده‌اند، نمی‌تواند چشم طرف مقابل را کور کند! همچنین بر فرض تناسب فحاشی با ادای حق مظلوم، ظلم مراتب و درجات مختلفی دارد و تجویز دشنام‌گویی مطلق برای مظلوم، می‌تواند ظالم را مظلوم و مظلوم را ظالم کند.
۲.حتی بر فرض برداشت معنای فحاشی از “جهر به سوء” باید گفت:
بدگوییِ بلند و آشکار می‌تواند مصادیق گوناگونی مانند: غیبت، دشنام، بهتان، نکوهش، سعایت و نفرین داشته باشد. ولی در آیه اطلاقی وجود ندارد که “جهر بالسوء” شامل همه این موارد شود و قدر متیقن از معنای آیه فقط جواز غیبت ظالم است.
توضیح بیشتر اینکه:
این آیه در مقام استثناء مظلوم از نهیِ “جهر به سوء” است و در واقع حکم گوینده آن را بیان می‌کند، ولی درباره کیفیتِ “الجهر بالسوء” قصد بیان ندارد و از این جهت برای آیه اطلاقی وجود ندارد.
این موضوع از قبیل مثال 《لاتُکرم أحداً الّا زیدا》می‌باشد که این جمله فقط در مقام بیان جوازِ اکرامِ زید است، اما در مقامِ بیانِ کیفیتِ اکرام زید نیست و اطلاقی درباره کیفیت اکرام ندارد.
بر این اساس در تعیین مصادیقِ 《جهر به سوء》 باید به قدر متیقن اکتفاء کرد که فقط «غیبت» را در بر می‌گیرد و امور دیگری مثل «فحش دادن» وغیره را شامل نمی‌شود.
۳. در بیانِ مواضع دینی و آنچه مربوط به حقوق عمومی است، باید همه مصالح اجتماعی و اخلاقی در نظر گرفته شود و موضع‌گیری‌ها نباید بر اساس سلیقه شخصی باشد. خداوند در آیه ۱۰۸سوره انعام می‌فرماید: 《وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ؛( به معبود ) کسانی که غیر خدا را می‌خوانند دشنام ندهید ، مبادا آنها نیز از روی جهل ، خدا را دشنام دهند!》
خداوند در حالی از دشنام‌گویی به بت‌ها نهی می‌کند، که بت‌ها شریک خداوند هستند و از شرک به ظلم بزرگ یاد می‌کند: “إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیم”(لقمان/۱۳)

l

 

 

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *