Home یادداشت ها شریعتی زنده است
شریعتی زنده است



شریعتی زنده است

0
0

شریعتی بزرگ را می توان به دو بخش تقسیم کرد. بخشی که مجدانه و عاشقانه از پی صورت مسئله هایش می دود. شریعتی به عنوان یک شیعه و یک عاشق امیرالمومنین برای کشف حقیقت دچار صورت مسئله هایی می شود. تفاوت او با بسیاری از جویندگان حقیقت این است که این بار صورت مسئله های او درون جامعه است و از نقش دین در جامعه پرسش می کند.
?در اینجا شریعتی به شدت زنده است و او برای من به عنوان فردی مطرح، شناخته می شود که در مسیری از تاریخ را پرچمداری می کند.
?بعد از شریعتی جریان روشنفکر دینی، کمتر معترض به خود غرب شد و بسیاری از آنان غرب را به عنوان مدل و نهایت در نظر گفتند و سریع و بی حرف اضاف، دین را به متر و عیار مدرنیته سنجیدند.
?در طرف مقابل هم سنتی ها بودند که حالا به حکومت رسیده بودند و بعد از چند سال صرفا در مقام یک مدافع ظاهر می شدند. آن ها در وهله نخست از عملکرد خود در حکومت دینی دفاع می کردند و در این مقام از شخص اول تا جزئی ترین عناصر باید همراهی می کردند و کلماتی مشخص را تکرار می کردند (والبته از سر عقیده هم تکرار می کردند).
?القصه هردو مجرا بعد از شریعتی بسته شد یا نگوییم بسته شد، تنگ شد. این است که شریعتی برای ما مهم است. کسی که به سنتی ها ایراد می گرفت و مسلک گذشگانش قانع نمی شد و البته بحران را نیز در غرب می دید. او معتقد به نوعی بازگشت بود. یعنی دوباره بازفهمی تشیع.
?یک بار شنیدم که شریعتی بر اسلام آمریکایی می شورید و از طرف دیگر از مقدس نماها نیز بد می گفت. ناگهان گفت: «به درک! که عده ای از مقدسین درمزربندی صحیح اسلام حذف شوند. بگذار ما تفکیر کنیم مگر تکفیر وقت ابزار انحصاری آن هاست».
?با شریعتی هم تاریخم چون بیچارگی و درماندگی امروز و دیروز ما را فهمیده بود اما به عمل گرایی او به دیده تردید باید نگرست. در این «به درک گفتن» بسیاری از گروه های بریده از سنت نهفته اند. گاهی اوقات فکر می کنم که این به درک از کل آن سخنرانی مهم تر است. با خود می اندیشم آیا در دنیای امروز و با این همه گرایشات متفاوت، ما دیگر می توانیم بگوییم به درک!

 

محمود فروزبخش روزنامه‌نگار

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *