Home گفت و گو از نسل تاثیرگذار تا نسل آماده‌خوار
از نسل تاثیرگذار تا نسل آماده‌خوار



از نسل تاثیرگذار تا نسل آماده‌خوار

0
0

اشاره: آنچه می خوانید بخش‌هایی از گفت‌وگو با «ابوالفضل زرویی نصرآبادی» است که در بهمن ماه سال گذشته در صفحۀ طنز روزنامۀ اعتماد منتشرشده است. این گفتگو را مجتبی احمدی انجام داده است. که به مناسبت فوت مرحوم زرویی نصر آبادی تحریریه مثبت بیست و چهار آن را بازنشر می کند.


متاسفانه فضای فعلی، فضایی است که هیچ‌کس خودش را محتاج آموختن نمی‌بیند. علم مردم شده این تلفن‌های همراه‌شان!…
قبلاً بزرگان ما در کارهای پژوهشی‌شان، واقعاً هیچ‌وقت به یک منبع و دو منبع –ولو منابع خیلی‌بزرگ و قابل‌اعتنا- اکتفا نمی‌کردند؛ اما نسل جدیدتر –حالا فاصله نمی‌اندازم؛ خودِ من هم صددرصد جزو همان‌هایم- نسلِ آماده‌خوری شده‌ایم که خودمان را درواقع، بی‌نیاز از تعلیم می‌دانیم.

من واقعاً معتقدم که خیلی‌ها حتی دیدن‌شان برکت است و می‌تواند باعث تحول آدم شود و کسی واقعاً اگر این توفیق را داشته باشد که در روزگاران جوانی‌اش، ولو در حد درک محضر، حتی با این‌که سوال مناسبی هم برای پرسیدن نداشته باشد، فقط این آدم‌ها را ببیند، می‌تواند کلی چیز ازشان بیاموزد. این فرهنگِ رفتاریِ معرفتی‌ای بوده که متاسفانه فراموش شده است.

اینها آبشخور معرفتی‌شان با ما خیلی متفاوت بود. این بزرگواران، بودشان بیش از نمودشان بود. برخلاف خیلی‌های دیگر. حالا شاید مثال خوبی نباشد؛ مثل کوه یخ که در اقیانوس دیده می‌شود، با این‌که آن حجم برآمده از آب هم چشمگیر و خیره‌کننده است، ولی قسمت اعظم وجودش کشف‌نشده است.

چیزی که واقعیت روزگار ماست، اگر در کل این دوره‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم، به تعداد انگشتان یک دست هم طنزآورانی داشته باشیم که کارشان را سال دیگر هم بشود خواند و باز لذت برد، فکر می‌کنم خیلی موفقیم.

متاسفانه برخلاف این‌که تصور می‌کردیم اینها باعث ارتقای سطح شعور جمعی می‌شود و از طرفی موجب پرش ادبیات می‌شود، فقط عده بی‌شماری مدعی بار آورده است. یعنی یک دختر یا پسر جوان، الان می‌تواند با اتکا به میزان لایکی که در شبکه اجتماعی دارد، خودش را مثلاً برتر و فراتر از مجموع امتیازات امثال آقای احترامی و آقای صابری و آقای صلاحی بداند و بگوید بیش از ‌اندازه تیراژ مجله شماها، من لایک دارم! و این طبیعتاً به او یک اقتدار می‌دهد و فکر می‌کند که مستند به نظرات افرادی که کار او را لایک کرده‌اند، به همان اندازه هم کارش ماندگار است. طبیعتاً این‌جور جاها اصلاً نمی‌شود بحث هم کرد چون حمل بر حسادت می‌شود یا حمل بر این‌که ما درک نداریم، یا این‌که اگر مردی تو هم بیا و کارت را بگذار، تو ببین چقدر لایک می‌گیری! یعنی آدم باید وارد بازی بی‌ربطی بشود.
ولی من فکر می‌کنم نباید زیاد ذهن‌مان را مشغول این موضوعات بکنیم و اجازه بدهیم گذشت زمان همه‌چیز را مشخص کند. کمااین‌که اگر در دوره حافظ کسی به او می‌گفت تو ماندگارترین شاعر قرن هشتم می‌شوی، بعید می‌دانم حتی خودش هم باورش می‌شد، چون خیلی‌های دیگر هم بودند که هم از او معروف‌تر بودند در روزگار حافظ، هم نان و آب بهتری داشتند، هم ارتباطات گسترده‌تری داشتند، و چه‌‌بسا شعرهاشان خیلی بیشتر دست‌به‌دست می‌شد…

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *